درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا عقیلی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خاطرات جنگ




هیچوقت آن روزهای خدایی و خاطره انگیز را فراموش نمی کنم که جوانان و نوجوانان با شور و اشتیاق لباس رزم می پوشیدند و پوتین های بعضاً بزرگتر از اندازه پایشان را به پا کرده و ساک به دوش برای اعزام به جبهه مهیا می شدند. دو نفر از بچه ها بودند که به خاطر کم بودن سنشان در شناسنامه هایشان دست برده و خودشان به این کار می خندیدند. رزمنده ها در روزهای اعزام خیلی زود یک دیگر را پیدا می کردند و چند روز قبل از اعزام آنها را می دیدی که به صورت گروهی با هم  تجمع کرده و حتی برای خواب هم به خانه نمی رفتند تا مبادا راحتی و آسایش خانه و محبت مادر یا ایراد گرفتن های پدر، مانع اعزامشان به جبهه شود. صحنه ای فراموش نشدنی که در اعزام سپاهیان محمد ( ص ) در سال 65 دیدم این بود که نوجوانی شاید پانزده ساله با همان لباس و پوتین و ساکی که توصیف کردم در خیابان هراسان می دوید و پدرش هم به دنبال او دوان بود تا مانع رفتن فرزندش به جبهه شود. و بلاخره این نوجوان توانست با دیگر همرزمانش در مینی بوس نشسته و خود را به دیار عاشقان برساند.

ولی الان زمانه تا چه حد عوض شده است. تاکنون چندین مورد شنیده ام که جوانان از پدرانشان گله مند بوده اند که چرا به جبهه نرفتند تا مجروح و یا اسیر شوند و آنها بتوانند از امتیازهای فعلی آن بهره مند شوند. و باز هم شنیده ام که برخی گفته اند اگر دوباره جنگ شود، همسران و برادران خود را به جبهه می فرستند تا برای فرزندانشان سهمیه ای ایجاد شود.

آیا در آن روزهای سخت که روزهای مردانگی بود و عافیت طلبان و سود جویان مجالی برای عرض اندام نداشتند، آنها که به نیت شهادت وضو گرفته و وصیت نامه می نوشتند، و در جبهه هم به هر صورتی می خواستند به گردان های قوی تر و عملیاتی لشکر بروند تا شانس بیشتری برای شرکت در عملیات و پیوستن به یاران شهید را پیدا کنند، تفکر پوچ عافیت طلبان و سودجویان امروزی را داشتند؟

آن نوجوانی که آن روز با چشم گریان از دست پدر فرار می کرد تا بیشتر کتک نخورد و بتواند سوار مینی بوس برای رفتن به جبهه شود، چه در سر داشت و امروزه برخی در ذهنشان چه چیزهای می بافند. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 دی 1393 :: نویسنده : رضا عقیلی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو