درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا عقیلی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خاطرات جنگ




فسانه نیست آنهنگام که زنجیر بر دست و پای غیورمردان مجاهد دوران دفاع مقدس بستند تا همه ی شکست ها و ناکامی ها را در چهاردیواری اسارت بر سر آنان آوار کنند و هیبت و هیمنه ی خویش را بدین طریق باز یابند

اما مگر می شود بسیجیان و سربازان دلاور ایران زمین را با شکنجه های قرون وسطایی به ذلت کشاند تا لذتی برکام متجاوزان بنشیند و در این هم آوردی صحنه های بی بدیلی آفریده شد که مانا و پایدار بر تارک آسمان این سرزمین کهن بسان ستاره ای پرفروغ نورافشانی خواهد نمود

کدامین کلام و واژه و تصویر می تواند آن ثانیه های سخت و دهشتناک و آن مقاومت های اساطیر گونه را زنده کند به گونه ایی که حق مطلب را بی کم و کاست ادا نماید

کافی است به این خاطره ای کوچک دقت و اهتمام ورزید تا عمق جملات بالا را بهتر دریابید

عراقی ها بسیجی 13 ساله ایی را به زیر کابل گرفتند ولی پیرمردی خود را به آنها رساند و گفت : اورا نزنید من حاضرم به جای او شکنجه شوم

علت را پرسیدند گفت : او کوچک و ضعیف است و من عمر خود را کرده ام

عراقی ها کابل را به هوا بلند کردند تا او را بزنند پسر کوچک دست یکی را گرفت و گفت :

او را نزنید که پیر است و نحیف . مرا شکنجه کنید

عراقی ها مستاصل از این رفتارها ، هر دو را به تازیانه گرفتند

بعد ها خبری در اردوگاه پیچید پیرمرد در درمانگاه جان به جان آفرین تسلیم کرد و ما نمی توانستیم براحتی به آن پسر کوچک خبر را برسانیم چون ما فقط می دانستیم که آنان پدر و فرزند بوده اند.

آیا حق اینان اینست که برای جیفه ی دنیا آنان و خانواده هایشان را در کوچه پس کوچه های نداری رها کرد ؟

آیا حق اینان اینست که حقوق قانونی شان که سالیانی سال در محاق بوده و امروز در تورمی اینچنینی ، همان را نیز ندهند و آنان را مجبور به حضور در کف خیابان ها نمایند

سایت های آزادگان را بنگرید که پرشده از این تظلم خواهی ها که البته هیچ گوش شنوایی هم نیست

چرا باید چنین شود اگر از بدو ورود آزادگان ، تا به امروز بودجه های تخصیصی در بودجه دولت ها را جمع زنیم و بر تعداد ازادگان تقسیم کنیم دیگر آنان و بچه هایشان نیاز مادی نمی داشتند اما این پولها که در بوق و کرنا شد در دایره ی دیوانسالاری تبدیل به ملزومات وزارت کشور شد و رفت .

این زخم را هیچگاه التیامی در تاریخ مقاومت ما نخواهد بود که اینچنین سمبل های مقاومت سرزمین شان را در روایتی ناخواسته درگیر کنند که دیگر هیچ گوش شنوایی برای حرف های به حق شان نیز نباشد

در کارنامه مسئولین ذی ربط این مقال همین بس که تاریخ این سرزمین هیچگاه آنان را نخواهد بخشید که تندیس های ایثار و مقاومت را هر از گاهی به جلوی مجلس کشاندند تا حق بچه های خویش را بستانند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 بهمن 1393 :: نویسنده : رضا عقیلی
نظرات ()
سه شنبه 28 بهمن 1393 01:07 ب.ظ
پدر شاید احساس کند زبری دستش صورت لطیف دخترش را بیازارد
این برای زمانیست که دخترش کودک است
اما
این دخترک کوچکی که قد کشیده و هم قد پدر شده آرزوی لمس دستان پدر بر صورتش را دارد . چقدر دوست دارد دو دست پدر را چون مهر نمازش بوسه زند .


در دل میگریم که ای کاش موی پدرم سپید نمیشد تا من از از رویش خجالت نمیکشیدم تا وقتی در آغوش میگیرمش احساس گناه نمیکردم که همه چیزش را برای رفاه و لبخند من داده . من چه دارم که به او هدیه دهم . من از رویش شرمسارم ای کاش لایق اینهمه لطف و محبتش بودم
پدر بر من بخشای که دستان پنبه ای من حاصل دستان پینه بسته ی توست .

دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم .



تقدیم به پدر عزیزم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو